|
گذر از معنا
|
|||
|
بگو به چی شک کنم !!!! به سرسره ی چینای چادر نمازت که آدمو تا خدا می بره ، یا خرمن وحشی موهات که به هیچ زبونی زیر حصار مقنعه ات بند نمیاد. بگو به چی شک کنم !؟
( I ) مرا وام گرفته اند و هر ماه قسطم شکنجه می دهد ؛ ضجه زنی در من بیدار می شود! زندگی ام را کجای سهل انگاری تاریخ مرد گم کردم ؟!
( II ) پشت شیشه ی هیز مغازه ها نوشته بود ، « با ارائه ی نشانی دریافت کنید » هه... ارائه ی نشانی زنانگی...!
( III ) هیچ خیابانی بلند خندیدن مرا به خاطر ندارد! حتی خیابانی که انتهاش به نام تو متبرک شده بود ...
( VI ) من آ.... ز....
تو سهم شکر چایت را به روزنامه زیر استکان می دهی شیرین شود! چایت تلخ؛ به تو نگاه می کند می گویی: اصالت طعم چای را به شکر خراب نکنیم و به شکردان چشمک می زنی! گره نکن اینطوری چشمات رو تو چشام که نرو... باز کن دستات رو از دستام اینقدر محکم نگهم ندار بذار برم نگو تا هق هقت بند نیاد هیچ جا نمیری... این بغض اجدادی حالا حالا ها بند نمیاد نازنینم! بده من اون کیف رو دیرم میشه ها... باشه گریه نمیکنم ببین دیگه گریه نمیکنم بده من ببین دیگه چونه ام نمی لرزه گریه نمی کنم قول! بده من دستام رو کیفم رو بردار نگاه سنگینت رو بذار برم... آخه عزیز دلم ! یه گر یه ی اجدادی ساده بند نمیاد حتی به خواهش تو.... حتی به فریاد آ مرانه ی تو وقتی اشک پرت کرده.... بغض نکن باشه نمی رم! اینهمه زود رسیدیم وهر بار دیر بود هیچی نگو شونه ات رو تعارف کن! آغوش تو هرگز به اسطوره ی اجداد من دفادار نبوده... بفرما بزن! من خسته ام و بگوخستگی یک کلاغ فضول چه اهمیتی دارد وقتی هیچ کسی منتظر خبر نیست..... بگو غصه و خستگی این کلاغ چقدر اهمیت دارد هینکه قصه اش را پیدا نمی کند در اینهمه ماجرای تو در تو تا در انتهاش به خانه اش نرسد! مرده شور این بازی قایم باشک را ببرند تا پیدات کنم دلم هزار بار رفته است! کاش همیشه توی چشمهای هم سوک سوک می کردیم و به همه ی پنهان شدن ها پنهان کردن هاو پنهانی ها می خندیدیم آشکار من! وقتی به خطاب شکوهمند طبیعت به انسان فکر می کنم که موکدا می فرماید بخوان ، بگو ،بگو ،بگو ،بگو ،بگو .... از خودم می پرسم پس کجای کار ایراد داره که گفته های من ، در من متولد میشن و در من دفن، بی هیچ فرصت زیستی جایی بیرون از من! آیا این ترس تاریخی ابراز کردن یک زن نیست که مرده ریگ من از اجداد اناثم بوده؟ آیا این حس قدیمی ترس از تحقیر نیست ؟ ترس از به سخره گرفته شدن؟ ترس از استهزا ؟ این طور منو تو لاک و پوسته ی خودم فرو می بره ؟ و تمام فکرای منو در فضایی با دامنه ی قطر جمجمه ام محدود می کنه ؟ و فرصت بیرون ریختنشونو از من می گیره ؟ می خوام بشکافم این حصار ترس رو .... همه ی حرفارو از برم... بله ! اون که استهزا می کنه محکومه چون چنینه و چنانه، چون نمی دونه ،نمی فهمه .... یا تو اگه به خودت ایمان داری ، نباید بترسی ، باید بگی ، باید ..... همشو می دونم ، از خودم خسته ام .دلم یه فضای باز می خواد. دوست دارم وسط یه باغ بزرگ سبز ، زیر یه بارون تند طولانی از درون منفجر بشم، پخش بشم ، مه بشم ، غبار بشم ، بشینم رو درختا ، علفا ، قاصدکا ، سنگا .... روحم رنجور شده ! شب رسیده است هی نچین خیالهای مرا کنار کفشهای پاره پوره ام که جفت نمی شوند هزار موتوری شب گرد بی شعور از روی آنها گذشته اند! ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ پ.ن.اولین قدم مختار من در گذر از معنا |
درباره وبلاگ
الهی روا مدار که پنهان ما از پیدای ما ناستوده تر باشد.............. ____________________________________________________________________________ ************ *************************** *****اگر رمز مطالب را خواستید، در قسمت تماس با مدیر، برایم پیام بگذارید تا برایتان بفرستم. ****** مدیر وبلاگ : رها آرشیو وبلاگ
بهمن 1390
دی 1390 آذر 1390 آبان 1390 مهر 1390 شهریور 1390 مرداد 1390 تیر 1390 خرداد 1390 اردیبهشت 1390 فروردین 1390 اسفند 1389 بهمن 1389 دی 1389 آذر 1389 آبان 1389 مهر 1389 شهریور 1389 مرداد 1389 تیر 1389 خرداد 1389 اردیبهشت 1389 فروردین 1389 اسفند 1388 بهمن 1388 دی 1388 آذر 1388 آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 آرشیو كل مطالب پیوندهای روزانه
چیزی نمانده است...
shivi PM 8:25 فراز مسند خورشید سرسو اكالیپتوس چشم سوم خورشید نیمه شب فرا تر از بودن در گلستانه انکیدو لحظه های کاغذی واگویه تا فراموشی نقشه ضد حوا من و نبات و زندگی سگی خلوت نشین علی کوچیکه عرفان،برابری،آزادی وبلاگ گروهی حوا تنها رفیق غم هم کلاسی نسل سومی یاور میهن آسمونی همه پیوندهای روزانه آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز : بازدید دیروز : بازدید این ماه : بازدید ماه قبل : تعداد نویسندگان : تعداد کل پست ها : آخرین بازدید : آخرین بروز رسانی : |
||